اوف! دیگه جونی تو تنم نمونده ،الاناست که نفله شم از خستگی!فک نکنم دیگه کسی مونده باشه که امواتشو مورد عنایت قرار نداده باشم! از رئیس سازمان سنجش و طراحان سوال گرفته تا مراقبان عزیز و گرامی که بسان سگان شکاری بالای سرم بودن و منتظر بودن تا جم بخورم که بپرن پاچمو بگیرن!ای بر پدرتون لعنت، ای جد و آبادتون آتیش بگیره،ای نسلتون ور بیفته،ای همتون برین زیر تریلی گوشت چرخ کرده شین،ای...مریم: چی میگی واسه خودت تمنا؟داری کیا رو اینجوری سوزناک نفرین میکنی؟تمنا:این طراحای زباله رو! مریم جون نمیدونی چقدر سخت گرفته بودن.انگار ارث پدارای بی پدرشونو از ما بخت برگشته ها طلب داشتن!سعید:تو که گفتی خوب دادی!تمنا:اون که سگ درصدولی این دلیل نمیشه که واسه سوالای مضخرفی که طرح کردن نفرینشون نکنم!سعید:حالا تو خون کثیف خودتو الوده نکن!بگیر یه ذره دراز بکش یه یه ربع دیگه میرسیم خونه ! مریم:سعید چرا اون ماشین جلویی ها حرکت نمیکنن؟سعید:چه میدونم!تمنا:خو برو ببین چی شده دیگه! سعید:تو کار بزرگترت دخالت نکن......